استفاده می کند از قاعده های مثلث
برای پرتاب به برمودا
نخهای ژاکتش را باز می کند
طناب می بافد
جلگه را به بالنش گره میزند
دوان دوان بالنش را به آب می اندازد
از خزر به سمت خلیج پارو می زند
طنابش پاره می شود جلگه در سه گوشه ی بیابان خشک می شود
کوار هم دیگر شیر نمی دهد
زندگی برای فیسا غورث هم سخت می گیرد
ودستش در لیوان خیام گیر می افتد
و روی ماسه های خلیج مینویسد
چند مثلث به هم ریخته هیچ ربطی به هم ندارند
+ نوشته شده در سه شنبه 15 خرداد1386ساعت   توسط مسعود سنجری پاریزی
|
