تبليغاتX
قلم ساده

قلم ساده

شعر تولد دوباره شاعر

 

می دانی

شاعرانه خوشحالم

می دانی و می دانم شاعرانه خوشحال بودن یعنی باران

 

**********

***

 

چقدر دیر شد این باران

خشک شد

ترک خورد

ترکی به وسعت تمام دردهای زمین

 

چشم قطره قطره شد

بر

ترکهای دستش

تا سبز شود اناری سرخ

به درشتی خورشیدی

که من چیدنش را هر روز برای خودم وعده داده ام

درست دو ضرب در هشت بار میم از آن

سال می گذرد

که من می خواهم خورشید را بیاورم توی خانه

تا دستهای تو را نوازش کند

من

 

من فقط یک انار دارم به بزرگی خورشید

من فقط یک انار دارم برای میم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت   توسط مسعود سنجری پاریزی  |